خطايى ، على اكبر
339
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
چون سوار شدند بر در يامخانه مولانا قاضى ايستاده بود 553 بغايت ملول . از ملالت استفسار نمودند 554 . پنهان گفت 555 اسپى كه حضرت شاهرخى فرستاده و پادشاه در شكار بر آن سوار بود پادشاه را انداخته 556 و ازين جهت قهر كرده حكم فرمود كه ايلچيان را مقيد به شهرهاى شرقى ختاى 557 برند . ايلچيان 558 بسيار ملول و محزون گشته وقت سنّت بامداد 559 سوار شدند ، تا نيم چاشت مقدار بيست مره 560 رفتند 561 و به اردوى پادشاه كه شب فرود آمده بود رسيدند . مقدار پانصد قدم در پانصد قدم ديوارى چهار قدم عرض ده گز 562 بلندى هم در آن شب برآورده بودند و ديوار قالبى در خطاى زود مىسازند و دو دروازه گذاشته بودند و از پس ديوار كه خاك برگرفتهاند خندقى شده بود و بر دروازهها 563 مردان كارى با سلاح بازداشته و بر گرد خندق [ مردان با سلاح ] 564 تا روز مىگشتند ، و در درون آن از اطلس زرد 565 دو چتر مربّع 566 هريك بيست و پنج گز به چهار ستون بر پاى كرده و در گرد آن خيمهها و سايبانها از اطلس زرد زرافشان 567 . و چون مقدار پانصد قدم به اردو رسيدند 568 مولانا قاضى فرموده ايلچيان پياده شده هم آنجا باشند تا پادشاه برسد 569 و خود پيش رفت . چون پادشاه رسيده فرود آمد 570 ، ليداجى و جانداجى كه به زبان ختائى سراى ليدوخيكفو 571 مىگفتند ايستاده بودند و پادشاه در بحث گرفتن ايلچيان بود . ليداجى و جانداجى و مولانا يوسف قاضى سر بر زمين نهاده درخواست كردند و گفتند اينها را گناه نيست ، اگر پادشاهان 572 ايشان اسپ 573 خوب يا بد فرستند 574 بر پادشاه حكم نمىتوانند كرد ، و اگر اينها را پاره پاره كنند پادشاهان ايشان را تفاوت نكند و نام پادشاه به بدى برآيد ، و گويند پادشاه ختاى 575 با ايلچيان بىرسمى كرد 576 . پادشاه را سخنان نيكخواهان پسنديده آمد و مولانا قاضى شادمان گشته ايلچيان را بشارت رسانيد و گفت كه حق تعالى برين غريبان رحم كرد و پادشاه مرحمت فرمود 577 ، و شيرهها آوردند كه پادشاه فرستاده بود ، گوشت خوك با گوشت گوسفند آميخته . مسلمانان ما نخوردند . و پادشاه سوار شد 578 بر اسپ سياهى بلند چهار دست و پا سفيد كه ميرزا الغبيگ فرستاده بود . قبا زرد زربفت 579 بر اسپ انداخته و دو اختاجى 580 از چپ و راست جامههاى زربفت پادشاهى پوشيده و جلاو 581 اسپ گرفته و اسپ آهسته يكيك قدم برمىداشت و پادشاه قباى سرخ زربفت پوشيده و از اطلس سياه غلافى دوخته و ريش